|
گر نخواهی حق،آسان توان زیست
|

مقابله با خطر زرد
(کنفدراسیون ایران -تاجیکستان- ارمنستان)
در برهه هایی از زمان ودر مناطق استراتژیک و ژئوپولتیک گاهی ، وجود یک سازمان هماهنگ کننده ی فراملی و منطقه ای لازم و بایسته است
.در جهان سیاست بویژه سیاست جهانی ، ملت ها و دولت ها ممکن است دارای رقبا و حتی دولت های متخاصم گردند که هریک درپی منافع و سود های ملی خود می باشند.ولی هنگامیکه یک کشور دارای دولت متخاصم یا رقیب میشود به دنبال آن می تواند بوسیله ی اتحاد با کشورهای دیگر پشتوانه ی نیرومندتری برای خود بسازد
.اتحاد کشور ها با یکدیگرمی تواند به درجه ای از نزدیکی برسد که باعث به وجود آمدن سازمان و نهاد بین المللی گردد ، در اینصورت دول متحد بخشی از حاکمیت واختیار تصمیم گیری ی ِ خود را به آن نهاد واگذار می کنند و در عین حال ماهیت مستقل ملی خود را نیز نگه می دارند. هر گاه چند کشور جداسر طی یک معاهده جهانی و فراملی میزانی از حاکمیت خود را به یک نهاد مشترک بسپارند، بنیاد یک « کنفدراسیون » را ریخته اند. یک کنفدراسیون می تواند تصمیماتی در صحنه جهانی در زمینه های سیاسی ، فرهنگی ، نظامی و... بگیرد تا تصمیمات منافع ملی و فراملی دولت ها و ملت های هموند را تأمین کند
.در منطقه ی شمال خاورمیانه و ایران پی ریزی ی ِ چنین نهادی بسیار بایسته و در خور می باشد .همانطور که همگان می دانند پس از فروپاشی شوروی و جداسری ِ جماهیر آن ، حاکمیت فرقه ای یک فرصت طلایی را در راستای برگردانیدن سرزمین های از دست رفته به مام میهن از ملت ایران گرفت و ملت و کشور ما را دچار یک خسران تاریخی نمود
.به هر حال اکنون در میان کشورهای جدا گشته چند دولت هستند که در سیاست منطقه یی با ایران منافع مشترک دارند. این دو کشور همانا دو کشور دوست و هم نژاد ارمنستان و تاجیکستان میباشندو هر روز که می گذرد بایستگی تشکیل یک کنفدراسیون سه جانبه میان این 3 کشور منطقه آشکارتر میگردد.پیشتر گفته شد یک کنفدراسیون زمانی به وجود می آید که دولتها برای تأمین منافع خود بدان احساس نیاز کنند. ولیکن تشکیل کنفدراسیون ایران ، تاجیکستان ، ارمنستان نه تنها نیازها و منافع این سه دولت را برآورده میکند بلکه سه تیره ایرانی ، تاجیک و ارمنی را نیز خشنود می سازد. چرا که هر یک از این « تیره ها » بخش هایی از پیکرۀ یگانۀ ملت ایران میباشند و در طول تاریخ نیز تا 200 سال پیش هچ جدایی با یکدیگر نداشتند
.■ ارزیابی دولتها و ملت ها :
تاجیکستان
:مردم تاجیکستان ، مردمانی هستند ایرانی نژاد و فارسی زبان و با فرهنگی صد در صد ایرانی ،که علی رغم جدایی 200 ساله با ایران مرکزی ، پیوندهای دیرینه خود با سرزمین مادر را فراموش نکرده اند . نام تاجیکستان برای ما ایرانیان یادآور شکوه فرهنگی هزاران ساله است . شهرهایی چون بُست ، تالقان ، فاریاب ، بلخ ، بامیان ، گوزگانان ، مولیان ، بدخشان ، دشت آموی ، زم ، ختلان، شگنان، ترمذ ، بخارا ، سمرقند و سغد ؛ به یادآورندۀ پیشینه ای پهلوانی و حماسی ما میباشند، که اکنون میان کشورهای افغانستان و تاجیکستان قسمت شده اند
.مسئلۀ درد آور در این زمینه این است که دو فرهنگ شهر ارج دار ما ، یعنی بخارا و سمرقند که شهرهایی ایرانی نشین اند نه در چتر حکومتی تاجیکستان ، بلکه زیر یوغ حکومت سفاک اوزبکستان قرار گرفته . (البته این سیاستی است که از دوران روسیۀ شوروی به یادگار مانده
.)ایرانیان ساکن اوزبکستان که حدود 8 تا 12 میلیون نفر برآورد میشوند در شرایط بسیار بدی از لحاظ حقوق انسانی به سر می برند و اصولاً خود کشور تاجیکستان در منطقه و میان همسایگان خود بسیار غریب و بی کس مانده است و به قول دکتر محمد اسلامی ندوشن « موضوع آن است که تاجیکستان با فرهنگ و تاریخ غنی گذشته ، در میان همسایگانش تک مانده است. تنها کشور آسیای میانه است که پشتوانه فرهنگی پربار دارد و از این رو مورد حسد است.»(فصلنامه هستی.شمارۀ11
)خوشبختانه دولت تاجیک همانند ملت آن نگرش و توجه شایانی به مسئله ملیت و فرهنگ ملی دارد و دولت امامعلی رحمانف سعی دارد با تکیه بر فرهنگ باستانی و ملی خود پله های بهروزی و پیشرفت را طی میکند
.«ملی گرایی تاجیکستان ناظر به خاک است ، یعنی سرزمین سغد باستانی که نخستین قرارگاه آرئیان بود ... . سه قهرمانی که تاجیکستان انتخاب کرده ،یعنی کوروش ، اسماعیل سامانی و فردوسی ، مبین این معنا است که می خواهد سراسر تاریخ را بپوشاند.»(اسلامی ندوشن.هستی.شمارۀ 11)
کشور تاجیکستان با یکصد و چهل و یک هزار و سیصد کیلومتر مربع (141300) پهنا بخشی از فلات (پشتۀ) ایران می باشد. افزون بر آن سرزمین «خراسان بزرگ» در برگیرندۀ بسیاری از شهرهای این سرزمین میباشد ، به نظر میرسد نزدیکترین دوست ، برادر و مادر صحنۀ منطقه ای جز دولت تاجیکستان نتواند بود . و کمک و همیاری به مردم آن سامان چه از نظر مادی و اندازه داری و چه از نظر معنوی و خویشکاری مردم ما و دولت ما میباشد. به هر حال مردم خطۀ تاجیکستان بخشی از ملت ما و کشور ما میباشند ، که هنوز به بهترین رویه ، پاکی نژاد ، فرهنگی ملی خود را نگه داشته اند
.ارمنستان (هایستان
):سرزمین ارمن با 29800 کیلومترمربع پهنا در قفقاز و شمال ایران از مهمترین و کهن ترین سرزمین های ایرانی میباشد . ارمنی های نخستین از ملت های هند و اروپایی میباشند که حدود سده های هفتم و ششم پیش از میلاد به فرماندهی «هایک» به این سرزمین کوچیده اند و با توجه به برتری نژادی ، بومیان منطقه را به زیر فرمان خود بردند و امپراتوری «اوراتو» را رونق بخشیدند.تیرۀ ارمن تا امروز با اراده ای شکست ناپذیر ، سنت ها و آداب و رسوم خود را با دلیری و شجاعت ذاتی خویش حفظ کردهو رویه های درخشانی را در تاریخ خود رقم زده است
.نخستین بار در سنگ نبشتۀ بیستون است که به نام «ارمن» برمی خوریم ،آنجا که داریوش بزرگ می گوید: سرزمین پونتوس و ارمنستان را گشودم . به هر حال به گفته همه دانشمندان تاریخ ، زبان شناسی و نژاد شناسی دو تیرۀ ارمنی و ایرانی (پارسی) از یک ریشه و نژاد هستند. از نظر مذهبی نیز هر دو تیره پیش از گرویدن به مسیحی گری و اسلام ، زرتشتی و مزداپرست بوده اند و از دید زبانی نیز، زبان ارمنی یکی از همانندترین زبانهای هند و اروپایی (از شاخۀ سنتوم ) به فارسی می باشد و واژگان مشترک بسیاری در این دو زبان دیده میشود . در ایران حدود 35000 نفر ارمنی زندگی می کنند
..
از نظر سیاسی دولت ارمنستان ، یکی از بهترین متحدان استراتژیک ایران در منطقه می تواند باشد. چرا که کشور ما برای خنثی کردن دسیسه های دولت تورکیه و رژیم باکو - که خون مردم ساده دل آران را با حیله و دروغ در شیشه کرده – به متحدی نیرومند و همخونی چون ارمنستان نیاز دارد . از این رو دولت و مردم ایران نباید از هیچ کمکی برای این مردم ستمدیدۀ ارمنی دریغ ورزند .فراموش نکنیم که در صورت تنها گذاشتن این تیرۀ پاک خطر دولت های یغماگر آنکارا و باکو هر دم آنها را تهدید میکند . هنوز خاطرۀ فاجعۀ آوریل 1915 که تورکان عثمانی با کمال وحشی گری 5/1 میلیون ایرانی ارمنی را طی آن به بدترین شکل ممکن قتل عام کردند از اذهان زدوده نشده است
.هنوز صدای انور پاشا که خطاب به سفیر امریکا گفت : به شرکتهای بیمه آمریکایی بگویید ، پول بیمۀ ارمنی های بیمه شده در نزد آنها را به دولت تورکیه تحویل بدهند چون هیچ بازمنده و وارث ارمنی در عثمانی نمانده تا حق بیمه را دریافت کند ؛ فراموش نشده
.ارمنستان بهترین و شایسته ترین متحد استراتژیک ایران خواهد شد . چرا که اگر روزی ما را مجبور کنند برای باز پس گیری 17 شهر قفقاز از رژیم باکو ، به نیروی ارتش دست یازیم ، ارتش نیرومند ارمنستان نیز در این راه همیار و کمک رسان آرتش ایران خواهد بود . متأسفانه رژیم باکو با سوءاستفاده از احساسات پاک مذهبی، مردم آران را علیه ارمنی ها تحریک و بدبین نموده ، در حالیکه پیش از آنکه تورکیه عثمانی و روسیه پای خود را به قفقاز بگذارند ، ارمنی ها و آرانی ها هزاره ها نزد هم برادرانه و دوستانه زندگی می کردند ، ولی دشمنان ما همواره خواسته اند با ایجاد دشمنی مذهبی بین مردمان ایران بزرگ تفرقه افکنی کنند و در این راه هم تا اندازه ای کامیاب بوده اند . به هر روی آن زمان که آرتش ایران به قصد باز پس گیری 17 شهر قفقاز از هیئت حاکمۀ تاتار و تترصفت باکو متوسل به نیروی نظامی شود ، ملت و ارتش ارمنستان به کمک ایران خواهند شتافت و این در صورتی است که بتوانیم از طریق یک کنفدراسیون اتحاد ایران و ارمنستان را استوار تر نمائیم
.در صورت لشکرکشی به آران ، سد البته دولت دسیسه چین آنکارا ساکت نخواهد نشست و همچون همیشه در پی از پشت خنجر زدن به همسایه شرقی خود خواهد بود. همچنانکه این روزها میزبان سران سازمان های سیا، اف بی آی و پنتاگون میباشد .با نگرش به سیاست های مزّورانه آنکارا ، به نظر نمیرسد که این کشور در صورت اقدام ایران و ارمنستان برای گرفتن حق خود از رژیم باکو ، آرام بنشیند.که نه تنها ساکت نخواهد ماند بلکه ممکن است در برابر ما دست به اسحله ببرد . ولی باید گفت تورکیه پیش از هر چیز مؤظف است حق کوردان این کشور و نیز کوردان شمال عراق را در باز نمودن سرنوشت خود محترم بشمارد. درست به همین دلیل است که ما بایستی بار دیگر کمک های خود را به کوردان شمال عراق به بالاترین سطح ممکن برسانیم . و از هیچگونه کمک نظامی و مادی به پارتیزان ها و پیشمرگان کورد دریغ نورزیم . چرا که کوردان دلیر همیشه یاور و برادر ما بوده و خواهند بود . علاوه بر آن همکاری با دولت های قبرس جنوبی و یونان برای خنثی کردن توطئه های تورکیه ضرور به نظر می رسد
.■اهداف کنفدراسیون :
خواسته و هدف ما از تشکیل کنفدراسیون ایران ، تاجیکستان و ارمنستان چه می تواند باشد ؟
!!آمیغ این است که پس از فروپاشی شوروی ، ایران به علت ناکارآمدی سیاست خارجی و بی مسئولیتی مسئولان فرصت درخشانی را برای بازآفرینی ایران بزرگ وبرگردانیدن سرزمین های ایرانی به مام میهن را از دست داد . پس از جداسری این کشورها و برپاساختن دولت در هریک از آنها ، انحلال همۀ دولتهای قفقاز و آسیای میانه کاری شد عبث ، بلکه ناشدنی . از سوی دیگر این حق ایران و ایرانیان است که در میهن یکپارچۀ خود زندگی کنند. پس تشکیل یک کنفدراسیون – که سپس میتواند به فدراسیون دگر شود – میان سه کشور همنژاد ایده آل به نظر می رسد
.اما آنچه که گذشت تنها یکی از اهداف و خواسته های ما از تشکیل یک کنفدراسیون است
.آماج نخستین و آمیغی ما از برپایی کنفدراسیون « ایران بزرگ » پدافند از هستی مندی خود برابر « خطر زرد » می باشد . پس تشکیل کنفدراسیون سه جانبه تنها و تنها یک هدف «خارجی » دارد و آن «پدافند از خود» میباشد. به هر روی باید بپذیریم که ما در این منطقه از آسیا با خطر زرد رو به رو هستیم واین خطر روز به روز بیشتر و سترساتر(محسوس تر) می شود
.از زمانی که تاریخ به یاد می آورد تورکان در اندیشۀ دست اندازی به سرزمین های ایرانی نشین بودند و بی باکانه همیشه در پی یغما و تورکتازی دویده اند
.شوند این بی باکی این بود که این زردپوستان ایلغارگر چیزی نداشتند که از دست بدهند . مردمانی بودند چادرنشین و بیابانگرد که همواره به سرزمین های آباد ایرانی نشین یورش می بردند. ( هنوز هم در زبان تورکی واژه های فرهنگ ، شهر، روستا ، که نشانه های یکجانشینی است وجود ندارد و از برابرهای فارسی استفاده می کنند . برای نمونه شهر در ترکی همان شهر است و روستا همان کوی . تورکان حتی برای واژه میهن برابر درستی ندارند و واژه های وطن و یورد/ یورت را به جای آن به کار می برند . البته یورد در اصل به معنی «چادر» !!! می باشد
.)این یورشها و ایلغارها در بیشتر دوران روا بود . دوران ساسانی ، دوره سامانیان ، حتی دوران غزنوی که غلامان و بردگان تورک تبار به سلطنت رسیدند . در دوران سلطان محمود غزنوی همواره سپاهی چند هزار نفری در مرز های شمال شرقی آماده بودند تا از کوچ تورکان به ایران جلوگیری کنند
.در دوره صفوی و قاجار نیز مزاحمت های عشیره های تورکمن همچنان ادامه داشت و آنچه گفته شد جدای از یورش های چنگیزیان و تیمور شل به ایران است
.در دوران همروزگار نیز دیدیم که چگونه عثمانیان یک و نیم میلیون مرد و زن و کودک بی پناه ایرانی/ ارمنی را بی رحمانه قتل عام کردند و بر مزار آنان پای کوبیدند. همگان شاهد بودیم که چگونه به تحریک عثمانیان در قفقاز جنگ های خانمان برانداز مذهبی به وسیلۀ مشتی تاتار رخ داد و کودکان و زنان و مردان مسلمان و ارمنی پریشان و آواره شدند . پس چه بخواهیم و چه نخواهیم باید بپذیریم که ما ایرانی نژادان مواجهیم با خطر زرد در منطقه
.■ برآمد:
1. هر روز که می گذرد تشکیل یک کنفدراسیون منطقه ای بین کشورهای همسو با ایران بایسته تر به نظر می زسد.
2. پایه ریزی یک کنفدراسیون می تواند نخستین گام جدی ما در جهت باهمیدن سرزمین های ایرانی و ایرانی نشین و در نهایت تشکیل «ایران بزرگ» باشد.
3. ارمنستان و تاجیکستان بهترین و محوری ترین گزینه ها برای همکاری های منطقه ای می باشند . در مراحل بعدی هندوستان ، یونان ، قبرس جنوبی نیز می توانند به این همایه به پیوندند . (و البته افغانستان فراموش نشده ولی با توجه به اوضاع کنونی بررسی چگونه الحاق افغانستان جستار جداسری را می طلبد.)
4. فراموش نشود که خواستۀ ما از تشکیل این همایه تنها و تنها پدافند از سرزمین بزرگ ایران می باشد و آماج امپریالیستی و تجاوزطلبانه را دنبال نمی کنیم .
5. هرگاه در نیم قرن گذشته در مورد تهدیدی که از طرف سامیان (اعراب و یهودی ها) جهان و تمدن بشری را تهدید می کرد ، گفتگو می شد ، همگان گوینده را مورد حمله یا تمسخر قرار می دادند . هنگامیکه آدولف هیتلر از محدود کردن سامی ها (جهود و اعراب) سخن می راند هر کسی و هر ملتی به گونه ای وی و اندیشۀ وی را آماج حملات غیر منصفانه قرار می داد ، ولی دیدیم و دیدید که یهودیان پس از جنگ دوم چگونه بازار سرمایه جهان را به بازی گرفتند و با نفوذ در کشورهای گوناگون اقتصاد آنان را به چنگ آوردند . در دهۀ 90 نیز دیدیم که چگونه اعراب تروریست در خاورمیانه و سپس سراسر جهان باعث کشتارها و ویرانی ها شدند.. اگر در همان زمان مسئله یهود و تازیان یکسره می شد ، جهان امروز با تروریست های مسلمان عرب و ... دست و پنجه نرم نمی کرد و بالطبع امپریالیسم و استعمار نو نیز بهانه ای برای باشندگی در منطقه نمی داشت . ولی امروز می دانیم تا زمانیکه حتی یک عرب در روی زمین وجود داشته باشد آرامش به جهان باز نخواهد گشت .
سروران به آشکارا همه بدانید که جهان ما در دهه های آینده افزون بر مشکل اعراب روبرو خواهد بود با خطر زرد . اگر با این مورد نیز با تساهل و رواداری برخورد شود جهان در غرقآب نابودی خواهد غلتید . جهان بشری نمی تواند هم با نابکاران عرب و عرب نما نبرد کند ودر جبهه یی دیگر با نوادگان ِ دژخیمان ِ آسیای ِ مرکزی . و بدانید آتشی که از کام خطر زرد بیرون می آید پیش از همه چیز مردمان ایرانی ، ارمنی ، گرجی و... را در کام خود فرو میکشد . چرا که یهودیان و غریبان از فتنه زرد در راستای منافع خود استفاده خواند کرد .
ما ناگزیر از دفاع هستیم و در این راه نیز جز خود کسی را همراه نداریم . اگر در برابر این فتنه نیز ساکت بنشینیم جهان در دهه ها و سده های آینده با «سیل نابودگران آسیای زرد» روبه رو خواهد شد . نگذاریم یک تروریسم دیگر با اهداف شوم دیگری از نطفۀ این فتنه برخیزد
.پس یا نابود کنید یا آماده ی نیست شدن شوید
.بهمن ۱۳۸۴خورشیدی
.
ترک در این نوشتار توهین نیست، بلکه اشاره به قومی دارد در غرب ایران. ریشه این لغت "دور کوه" است.
مانا هنوز زندانه، مهرداد قاسمفر رو نمیشناسم ولی از عکسش آدم خوش مشربی به نظر می اومد، اونم هنوز زندانه.
حالا دیگه خیال ترکها (توهین نشه به کسی خدای نکرده) راحت شد؟ ... تمام حقوقشون استیفا شد؟ ... مشکلاتشون حل شد؟ ... آهای با شما هستم ... خانوما و آقایون ترک (توهین نشه به کسی خدای نکرده) که این یه هفته چاکتون رو پاره کردید از بس داد زدید و روزنامه آتیش زدید ... چرا جواب نمی دید؟
شعور خوب چیزیه. "ایران جمعه" تیراژش حدود سی هزارتا بود به عبارتی تعداد کسایی که مطلب کذایی رو خونده و کاریکاتور مانا رو دیده بودند بین صد تا صدو پنجاه هزار نفر بود و تعداد اونایی که این کاریکاتور و مطلب رو توهین به ترکها (توهین نشه به کسی خدای نکرده) تلقی کرده بودند شاید به تعداد ترکهایی بود که ایران جمعه خریده بودند ... اینجوریه دیگه ... وقتی به خودت شک داشته باشی بگن "ف" تا توچال میری تازه می فهمی توچال با "ت" شروع میشه اونوقت برای اینکه کم نیاری و نگن بی سواد تشریف داری میگی از اول می خواستم بیام توچال (کسایی که این بند رو فهمیدن برای بقیه بنویسن من حوصله ندارم).
اما حالا... بعد از مبارزات پیگیر و دشمن شکن این قوم، تقریباً تمام مردم ایران مطلب رو خوندند و خیلی هاشون (حدود 70 درصد) چون ترک (توهین نشه به کسی خدای نکرده) نبودند، کلی هم خندیدند و برای دوستاشون هم تعریف کردند. از دیروز هم که به مبارکی و میمنت sms های سوسک و ترک (توهین نشه به کسی خدای نکرده) شروع شده. همه اینا نشون میده که بازی رو ممکنه شما شروع کنید ولی اونی که باهوش تره تمومش می کنه. این ماجرا دقیقاً شبیه جریان کاریکاتورهای "یولاند پوستن" در مورد پیامبر اسلام شد که تنها نتیجه اعتراضات دیده شدن بیشتر کاریکاتور و وحشی نشون دادن مسلمونا شد. اگه این حرف من رو باور ندارید اصلاً نیاز ندارید اروپا رو ببینید فقط سعی کنید یه ویزا برای اروپا بگیرید تو سفارت همه چیز دستگیرتون میشه (اونایی که تازگی برای هلند اقدام کردن اجازه دارند جریان اون فیلم رو که تو سفارت بهشون نشون دادن برای بقیه تعریف کنند).
حضرات ترک (توهین نشه به کسی خدای نکرده)
نصف جوکهایی که انگلیسی ها بلدند در مورد اسکاتلندی ها و خساستشونه. تو آمریکا جوکهای آس در مورد دست و پا چلفتی بودن بلوند هاست. اروپایی ها اگه بخوان مثال در مورد خنگی بزنن شخصیت جوکشون هلندیه و ...
از این موارد زیاده تو دنیا ولی هیچوقت اعتراض مسالمت آمیز حتی دیده نشده چه برسه به درگیری و خشونت و روزنامه بستن ... چون دوران قبیله بازی تو اروپا گذشته و مردم یاد گرفتن کنار هم زندگی و شوخی کنند ولی مثل اینکه تو ایران تازه شروع شده.
تو یه جمع دوستانه مهمترین موضوع خنده شوخی دوستها با همدیگه است هیچکس هم ناراحت نمیشه فکر کنم ترکها (توهین نشه به کسی خدای نکرده) هم همینجوری باشند. به هر حال اگه با ما دوست هستید که یه شوخی این همه درگیری نداره، اگه هم دوست نیستید یه لطفی کنید از خونه ما برید بیرون. ما دوستای دیگه ای داریم که باهاشون شوخی کنیم و اونا هم با ما. دانشجویان ترک (توهین نشه به کسی خدای نکرده) هم یه لطفی کنن تو همون دانشگاه شهر خودشون بمونند که ما حوصله مهمون اعصاب خورد کن نداریم. فکر کنم همینو می خواستید.
مانا بالاخره از زندان بیرون میاد و روزنامه ایران هم چاپ میشه بالاخره، خنده مهرداد هم به تحریریه ایران برمی گرده و روسیاهی به شما می مونه که باعث تعطیل شدن یه روزنامه و روی زمین موندن این همه قلم شدید. خانومها و آقایون ترک (توهین نشه به کسی خدای نکرده) طوفان که شروع شه قربانی هاشو انتخاب نمی کنه بلکه همه رو با خودش می بره امیدوارم این رو بفهمید و به رفتارتون تو این چند روز یه کم فکر کنید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

≠
بيانيه حزب پان ايرانيست درباره رویدادهای اخير
رويداد هاي چند روز اخير آذربايجان و آنچه سبب اعتراض هم ميهنان آذربايجاني گرديده هرگز از نگاه و منظر حزب پان ايرانيست به دور نبوده و در سال هاي اخير بارها و بارها، توجه حاكميت را به مطالبات اقوام ايران زمين جلب كرده است اما متأسفانه انديشه هاي فرقه اي مانع از آن شده كه به توصيه هاي ميهن پرستان دلسوز ايران توجه گردد.
حوادث خوزستان ـ كردستان ـ بلوچستان و آذربايجان، هيچ يك نتوانسته مسئولان حاكميت فرقه اي را به سوي واقعيت ها رهنمون كند و براي حفظ وحدت ملي و تأمين نيازها و عنايت به خواسته هاي اقوام ايراني دست از زورگويي و سركوب هم ميهنان بردارند.
بدون ترديد، روزنامه اي كه متصل به بدنة حاكميت است با الهام از مشي حاكميت فرقه اي توانسته مرتكب چنين خطاي بزرگ اجتماعي و فرهنگي گردد و اين مشت نمونة خروار است
بايد در اين شرايط سخت همة توان و كوشش خود را براي رفع آلام و دردهاي اقوام ايراني به كار برد و بهانه به دست ماجراجويان تجزيه طلب و سياست هاي استعماري نداد، زيرا پاره پاره كردن روان اجتماعي اين ملت بزرگ هميشه در دستور كار اربابان زور و تزوير جهاني و سلطه طلبان ضد ايراني بوده است در حالي كه بايد بدانند كه فقط يك حقيقت جاودانه وجود دارد و آن هم وجود ملت واحد ايران در همة ايران بزرگ است و جايي براي خيال بافي ها و لفاظي ها متصور نيست
حاكميت فرقه اي كه پس از 27 سال حكومت قادر به درك بايدهاي تاريخي و اجتماعي و سياسي ايران نيست و راه حفظ وحدت ملي و تماميت ارضي و احترام به حقوق حقه ايرانيان را درنيافته، رواست كه هر چه زودتر، جاي خود را به آزادگان ميهن پرست و عاشقان ايران و ايراني بدهد و بيش از اين ساختار شكوهمند ملت بزرگ ايران را ملعبه بيگانه و بيگانه پرستان قرار ندهد.
پاينده ايران-حزب پان ایرانیست- خرداد ماه 1385
بیانیه جبهه ملی ایران پیرامون حوادث آذربایجان
آذربايجان ، پاسدار يكپارچگي ملي ايران است
هم ميهنان عزيز، در پي انتشار يك مطلب توهين آميز در روزنامه دولتي ايران كه، با توجه به روش و محتوا، گونه اي برنامه ريزي درآن متصوراست، در تبريز، مهد آزادگان، و دربرخي شهرهاي ديگر استانهاي شمال باختري كشور راهپيمايي هايي در اعتراض صورت گرفت كه جبهه ملي ايران با پيوستن به اعتراض برحق هم ميهنان آذربايجاني، پشتيباني خود را از اين مردم غيور و ستون استوار استقلال و يكپارچگي ايران اعلام مي دارد.
جبهه ملي ايران با توجه به اين اصل بنيادين كه همه باشندگان سرزمين ايران كه به زبانها و گويشهاي مختلف سخن ميگويند و به آيين هاي رسمي رايج چون اسلام شيعه و سني، زرتشتي، مسيحيت يا يهوديت معتقدند، همه را شهرونداني داراي حقوق برابر مي شناسد و براي همه ايرانيان كه درشكل گيري و تكامل و پردازش فرهنگ پربار ايراني نقش آفرين بوده و هر يك با ويژگيهاي جغرافيايي خود، در سامان بخشيدن به تاريخ و ميراث رنگارنگ و غرورآفرين اين سرزمين كهنسال نقش به سزا داشته اند، ارزش و احترامي يكسان قائل مي باشد، اين اقدام شيطنت آميز و لطمه زننده به يگانگي ملي را بشدت محكوم ساخته و از هم ميهنان آذربايجاني پوزشخواهي ميكند. ازآنجا كه چاپ چنين مطلب تحريك آميزي درچنين برهه حساس و بحراني تاريخ معاصر ايران بي برنامه نمي توانسته باشد، جبهه ملي ايران بر آنست تا واقعيت و توطئه پشت پرده مربوط به اين رويداد زشت را در زمان مناسب آشكار سازد.
جبهه ملي ايران، شكوه نقش آفريني خطه آذرآبادگان را از كهن روزهاي تاريخ اين سرزمين اهورايي تا به امروز، در دورانها و بحرانهاي گوناگوني كه اين كشور به آنها دچار آمده بوده، بويژه قهرمانيها و مقاومتهاي بي بديل باشندگان آن در برهه هاي حساس كه ايران مورد تجاوز بيگانگان قرار گرفته بوده سپاس مي دارد. تاريخ ايران هيچگاه پايمردي مردم آذربايجان را در برابر تجاوزهاي ويرانگر و قتل عام هاي تركان عثماني، و در حفظ استقلال اين سرزمين در يورشهاي پي در پي آنان از ياد نخواهد برد. چهره هاي بلند آوازه اي چون ستارخان و باقرخان را دركنار كوشندگان بختياري، تبرستاني، گيلاني، اسپهاني و ديگر آزاديخواهان ايران، در نجات مشروطيت ايران و نقش بنيادين فرزندان آذربايجان در پشتيباني از نهضت ملي ايران هيچگاه از حافظه تاريخ ايران فراموش نخواهد شد.
با توجه به حساسيت اوضاع ايران، چه از لحاظ سياست بين المللي و چه از نظر سياستهاي نابخردانه داخلي، ايجاب مي كند كه هم ميهنان آذربايجاني، همچون گذشته، هوشيارانه سكان را دردست داشته باشند و اجازه ندهند تا گروهكهاي سازمان يافته خاص ازحساسيت هاي صادقانه و گردهمايي هاي اعتراض آميز برحق توده مردم، بسود هدفهاي ضد ملي كه بر يگانگي ملت ايران و يكپارچگي كشور مي تواند آسيب برساند بهره برند. گردهمايي شكوهمند چند ده هزار نفري روز چهارشنبه در تبريز و شعار محوري آن: "آذربايجان بيدار است، پشتيبان ايران است"، روشنگر آن بود كه مردم آگاه تبريز، ضمن نشان دادن ناخشنودي شديد خود، نسبت به موارد انحرافي در تظاهرات روز دوشنبه نيز واكنش ميهن پرستانه نشان دادند. آنها اقدامات خشونتبار و شعارهاي تفرقه افكن معدودي بيگانه پرستان سازمان يافته را كه براي تحريك تظاهركنندگان حق طلب و آزمايش تحريك پذيري عامه مردم، به اجرا درآمد، بشدت نفي كردند و بر لزوم تلاش براي حفظ يگانگي ملي و استقلال و يكپارچگي كامل ايران پافشردند.
در واقع، اعتراض گسترده مردم نه فقط به يك توهين ناشي از بي لياقتي مسئولان جمهوري اسلامي، بلكه به حاكميتي بود كه با انحصارگري، حكومت خشونت آميز، تحميل خفقاق، رواج فساد و ايجاد فقر گسترده و عقب افتادگي ملي، و تبعيض هاي مذهبي و جغرافيايي جان آنها را به لب آورده است. هنگاميكه گروههاي مختلف جامعه به دلايل بسيار دچار دلمردگي، استيصال و عصيان زدگي سياسي و اجتماعي شده اند، در برابر هرگونه برخورد غيرمسئولانه و گفتار و رفتار تحقيرآميز از سوي وابستگان به حكومت، از خود حساسيت و واكنش هاي خشم آگين نشان مي دهند، و چه بسا كه ممكن است در مظان بهره برداري قدرتهاي مترصد بيگانه هم قرار گيرند. چنانكه رويدادهاي كردستان و خوزستان و بلوچستان در طي سال گذشته، گواه اين ناهنجاري است.
جبهه ملي ايران، در حاليكه وزارت ارشاد را براي عدم انجام مسئوليت خود در قبال كنترل منطقي، نه اعمال سانسور، مطبوعات دولتي محكوم مي كند، و همه نهادهاي مسئول، از جمله وزارت اطلاعات و وزارت كشور را مورد خطاب قرار مي دهد، از وزير ارشاد مي خواهد دربرابر اين ناتواني بحران ساز ازملت ايران رسماً پوزش بخواهد و ازسمت خود استعفاء كند.
حاكميت جمهوري اسلامي نشان داده كه نه تنها در عرصه بين المللي كشور را دچار فرصت سوختگي، انزوا و بي اعتمادي جهاني و خطرات جبران ناپذير كرده، بلكه در عرصه سياست داخلي هم بجزعقب افتادگي اقتصادي واجتماعي، فقر، فساد و نااميدي چيزي براي مردم به ارمغان نياورده است. تا كي مردم ستمديده ايران بايد تاوان خودكامگي، قدرت طلبي، آزمندي و خشونت ساختاري اين حاكميت را بدهد؟ تا كي بايد ملت ايران بعلت خودبزرگ بيني مذهبي گروهي واپس گرا، گرفتار رفتار تفرقه افكن و تبعيض گرا و حاكميت خفقان و خشونت باشد؟
ما بار ديگر و با صراحت تمام، ساختار حاكميت را خطاب و اتمام حجت مي كنيم كه تداوم راهي كه برگزيده اند و بستن همه راههاي مسالمت آميز بر روي ملت و بي اعتنايي به خواست ملت براي استقرار دموكراسي و حاكميت ملي، روزبروز كشور را بورطه سقوط در بحراني ويرانگر نزديكتر مي سازد.
در پايان، جبهه ملي ايران نگراني شديد خود را از ادامه روند موجود اعلام داشته از همه سازمانهاي ملي، جنبش دانشجويي، فعالان سياسي ملي، نيروهاي كارگري، كارآفرينان، انديشمندان و آزاديخواهان سراسر كشور دعوت مي كند تا در يك جريان فراگير ملي براي نجات كشور از بحران، حضور يافته و ما را در دفاع از منافع ملي ايران ياري دهند.
جبهه ملي ايران - پنجم خرداد 1385
اسکندری رسید آتش به خانه زد چو این حماسه دید راه فسانه زد
چنگیز حمله کرد ویران کرد و تاخت او نیز زین دیار چیزی نبرد و باخت....
چو عشق میهن است رازی بقای ما دشمن نمی برد رخت از سرای ما
ــــــــــــــ
IRAN
ــــــــــــــ
چو آوازه گنج این بوم و بر............به گیتی پراکنده شد سر بسر
بر آن شد ز کین دشمن نابکار.........یکی چاره سازد که بی کارزار
به چنگ آورد گنج این بوم و بر.......زند تیشه بر ریشه خشک و تر
نهادند پای اندر این مرز و بوم.........به گفتار نغز وبه کردار شوم
تنی چند از ایرانیان را به زر.............خریدند و شد تیرشنا کارگر
از این میوه تلخ اهریمنی.................پراکنده شد تخمه دشمنی
چو رفت از کسی هوش و شرم و خرد
به گفتار و کردار خود خود نـــــــنگرد
خردمند را دانش ایزدیست.........که بی دانشی خود از نابخردیست
به بازی چو نغز خرد باختند..........به ناچار با دشمنــــــان ساختند
نگر تاچه کردند ایرانیان .........چو پاداش و کیفر برفت از میــــان
چو شیرازه کشور از هم گسیخت......ز اینان همه شرم و آزرم ریخت
چو از مردی و مردمی کاستند........همه چون دادان چـــهره آراستند
گرفتند فرمان دشمن به جان...........نشستــند بر جای آزادگـــــــــان
چنان روزگــــــــاری پدیدار گشت
که میهن پرستی در آن خوار گشت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ