تبليغاتX
فرمان آریا فرمان آریا border=0>
يكپارچگي فلات ايرانزمين را مي بينم.آنرا باور دارم
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

 

ناسیونالیسم علم است

فرازهایی از سخنان سرور منوچهر یزدی در آئین روز بنیاد مکتب پان ایرانیسم

( 15 شهریور 85)

 

پاینده ایران

 

...و اما این پان ایرانیسمی  که بنا شد و بر مکتب ناسیونالیسم ملت ایران دارد تلاش می کند فریاد میزند و حرف و سخن دارد،برای چیست؟چرا هیچ توفانی، هیچ حادثه تلخی، هیچ خفقان استبداد بنیان افکنی نتوانست این نهضت را از پای در آرد؟ و همچنان استوار باقی ماده است؟

مکتب بر اساس اصالت ملت بنا شده.این همان تفاوت بزرگی است که ما با بسیاری از ایدئولوژیهای مطرح جهان داریم یعنی توجه یک مکتب به ملت و آن هم اصالت ملت.

ملت گرایی به معنای ایران دوستی و میهن دوستی نیست.فرقی که بین ما میهن پرستان ملت گرا و طالبان اصالت ملت با میهن دوستان  است در همین جاست که دوستی یک ملت با پرستش و پرستاری یک ملت و یک کشور و یک آئین از آن جهت متفاوت است که ما در آئین پرستاری یک ملت و یک کشور باید احساس مسئولیت بکنیم.این دوستی از نوع دوستی خوانندگان لس آنجلسی نیست که دلشان برای سر پل تجریش و کاباره ها و خیابان های تهران تنگ شده.این دوستی عمیق و ژرف است.این دوستی و این پرستش برای انسان ایجاد مسئولیت می کند.چرا احساس مسئولیت؟برای اینکه


continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

جایگاه قوم گرا ها در همبودگاه امروز ایران

 

پاینده ایران                                                                                                                      

 

در نوشتارهای پیشین(ناسیونالیسم ایرانی و مسئله ی نژاد باوری

) به جایگاه و پایگاه ایران پرستان در همبودگاه(جامعه) امروز ایرانی پرداختیم و بیان نمودیم که خاستگاه ناسیونالسیت ها در همبودگاه امروز ما، اقشار ممتاز و تحصیل کرده و فهمیده و هوشمند است و اینان در هر پایگاه که باشند تلاش دارند از منافع کشور خود و هستی مندی نژاد ملی دفاع کنند.در این نوشتار قصد داریم بپردازیم به خاستگاه گروه ها و افراد قوم گرا اعم از پان ترکیست ها و عرب ها و سایر اشرار... .

همانطور که در دوران کودکی و در آموزش های ابتدایی آموخته ایم خودپرستی و فردپرستی در فرهنگ ما ایرانیان امری زشت و ضد ارزش تلقی می شود. آنچه که فرهنگ ایرانی به ما آموخته فداکاری و از خود گذشتگی به پاس نگهداشت آبرو،غرور،میهن و باور هاست.از کودکی با آموزه های حکیمانه ی سعدی و سلحشورانه ی فردوسی پرورش یافته ایم و هنگام شنیدن داستان شهادت حسین فهمیده و ...


continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آشنایی با برخی احزاب ایران شمالی

 

 

جبهه خلق

 

جبهه خلق از درون انجمن ادبی چنلی بل که با ریاست ابوالفضل علی اف( ایلچی بیک) در سال 1985 تشکیل شده بود ، به وجود آمد.با بالا گرفتن بحران قره باغ ابن انجمن ادبی جنبه های سیاسی یافت و در سال 1989 خواستار تشکیل یک جبهه ی واحد برای پاسداری از مرزهای آذربایجان شد.سپس با مشارکت احزابی چون ینی مساوات،آناوطن،خلق آزادلیقی،اتحاد توران،اسقلال ملی،سوسیال دموکرات و... جبهه خلق به رهبری ایلچی بیک تاسیس شد.در سال 92 با رای 55 درصدی مردم حکومت ایاز مطلب اف ِ روسیه گرا را تحویل گرفت.غلامحسین علی اف و علی کریملی از چهره های این جبهه به شمار می روند.جبهه خلق برای کسب آرا و ناخشنود کردن مردم ایران شمالی از دولت ایاز مطلب اف در بحران قره باغ و جنگ های آن کار شکنی های فراوان نمود و در برخی موارد به نیروهای خود دستور عقب نشینی داد.تحلیل آنان این بود که پس از کسب قدرت خواهند توانست سرزمین های واگذار شده را از چریک های ارمنی پس بگیرند ولی نه تنها بعدها موفق به این کار نشدند بلکه با خیانت سران ارشد این جبهه شهرهای شوشی و لاچین به تصرف ارامنه در آمد.


continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

نقد یک پان ایرانیست

 

واقعاً ناسیونالیسم افراطی چه صیغه ای است؟

 

پاینده ایران

 

مقاله ی سنجیده ی جناب اسماعیل نوری علا با نام ناسیونالیسم افراطی چه صیغه است! که در نقد سخنرانی مهندس حسن شریعتمداری در کنگره جبهه به اصطلاح ملی –شاخه اروپا نوشته شده بود نوشتار زیبا و بخردانه ای بود و اتفاقا بنده نیز نوشتاری دست تهیه داشتم که همان شاه بیت مقاله ی جناب نوری علا را در خود داشت.به واقع اگر کسی ناسیونالسیت راستین باشد دقیقا درک می کند که ناسیونالسیت تندرو و میانه نداریم و ناسیونالسیت،ناسیونالسیت است.به نظر می رسید واهمه مهندس شریعتمداری از اوج گیری احساسات ناسیونالیستی در میان جوانان نه به خاطر ترس از افراطی گری بلکه به خاطر کمتر شدن احتمال گرایش جوانان باشد به ناسیونالیسم مارگارینی که جبهه ملی مبلغ آن است.ناسیونالیسمی که زبان و نژاد ایرانی را انکار می کند و فکر و ذکرش در این است که روز 28 امرداد هنگام فرار مصدق چه کسی پلکان او را محکم نگاه داشته بود تا پیشوا با پیژامه از پشت بام بپیچاند!!!ناسیونالیسمی همکاری تنگاتنگش با فراماسونری و حزب توده  نهضت ملی را به بن بست کشانید.ناسیونالیسمی که از قاتلان کسروی حمایت میکرد؟مگر همین دولت مصدق نبود که از خلیل طهماسبی با عنوان استاد یاد کرد و برای یک آدمکش بالفطره و آزادی اش از زندان، لایحه ی سه فوریتی به مجلس شورای ملی برد؟این چه ناسیونالیسمی بود که هنگام جدایی بحرین از ایران دم بر نیاورد؟ این چه ناسیونالیسمی بود که در سال های پیش از انقلاب در راستای تلاش برای سقوط شاه به دامان امریکا لغزید و با آقاي رمزي كلارك يهودي الاصل و فراماسون و وابسته به حزب دموكرات آمريكا و طرفدار جناح چپ سوسيال دمكرات ها زدو بند کرد و کیف پول میلیون دلاری از وی جایزه گرفت،رمزی کلارکی که در دادگاه صدام حسین از اقدامات وحشیانه او در قبال ایرانی ها و کردها و بمباران های شیمیایی بی شرمانه دفاع کرد؟این چه ناسیونالیسمی بود که در زمان تصدی حکومتش (دولت موقت) بزرگترین آموزگار ناسیونالیسم ایرانی تیر باران شد؟آقای شریعتمداری! چه فایده که شمایان ناسیونالیست باشید ولی یاسر عرفات  ِ عرب ّجنایتکار و ضد ایرانی را به ایران بیاورید و با افتخار با وی رو بوسی کنید و در در اهواز برای وی سخنرانی عربی دست و پا کنید و با کیف دلار بدرقه اش نمایید؟چه سود ؟؟؟این چه ناسیونالیسمی بود که بسیاری از اعضای جبهه ملی به دامان معمر قذافی و جمال عبدالناصر غلتیدند؟جبهه شما چطور ملی نام گرفته که دریادار خائنتان احمد مدنی در 19 فروردین 58 به خود جرات می دهد و می گوید : جمهوری اسلامی در خلیج فارس و اقیانوس هند دیگر نقش ژاندارم منطقه را به عهده نخواهد داشت... و ما تصمصیم داریم سلاحهای خریداری شده از امریکا از جمله هواپیماهای اف 14 را باین کشور پس دهیم... ارتش نصف خواهد شد.( سید احمد مدنی،مصاحبه با واشنگتن پست)

این چه ملغمه ای است که قهرمان تان امیر انتظام  میتواند بگوید : در آینده ارتش ایران کوچکتر و محدودتر خواهد شد.( 31 فروردین سال 58)

نه حضرت والا! شما ناسیونالیست نیستید....


continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

 

در ادامه ی نوشتارهایی که پیرامون جریان شناسی سازمان ها و احزاب گوناگون منطقه ارائه کرده ایم به بررسی اجمالی حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) می پردازیم.در آینده نزدیک به بررسی کوتاه احزاب مطرح ایران شمالی و گروه های پان ترکیستی ترکیه خواهیم پرداخت.پاینده ایران

 

 

آشنایی با حزب کارگران کردستان

(پ.ک.ک)

 

حزب کارگران کردستان(پ.ک.ک) در سال 1973 با نام انجمن دموکراتیک میهن دوست آنکارا در میان دانشجویان چپگرا  به رهبری عبدالله اوجالان تشکیل شد.سازمان پس از مدت کوتاهی از آنکارا به مناطق کردنشین ترکیه منتقل شد و از میان جوانان کرد آن ناحیه عضو گیری نمود.در سال 1978 این سازمان در بیانیه ای فعالیت های علنی خود را اعلام کرده و نام حزب کارگران کردستان را برای خود برگزید.این سازمان با ایدئولوژی مارکسیسم – لنینیسم تشکیل شده بود به همچین جهت در آغاز درگیری هایی با گروه های دست راستی منطقه پیدا کرد.عبدالله اوجالان رهبر سازمان اندکی پیش از کودتای 1980 ترکیه کشور را به قصد سوریه ترک نمود و تا سال 84 در سوریه و گاه لبنان ماندگار شد.در این سال ها اوجالان بر روی انقلاب مائو در چین پژوهش هایی انجام داد و در نتیجه در سال 1984 انقلاب مائو را به عنوان الگوی سازمانی برگزید.در این سال پ.ک.ک از نو سازماندهی شد و با حمایت هایی که سوریه از آن می کرد در جنوب شرقی ترکیه تحرکات جدیدی را آغاز نمود.


continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ناسیونالیسم ایرانی و مسئله ی نژاد باوری

 

در بسیاری موارد میان ناسیونالیسم و نژاد پرستی در میان ملی گرایی ِ ملل گوناگون جُستارهای متناقضی روی میگیرد.در این نوشتار می پردازیم به این پرسش که آیا از دید ناسیونالیسم ایرانی (پان ایرانیسم)  ملی گرایی ما ناسیونالیسمی است نژادپرستانه یا خیر؟ (1)

همانطور که میدانیم فرهنگ ناسیونالیستی ما ایرانیان ویژگی ها و مؤلفه های ویژه ی خود را دارد.ناسیونالیسم ایرانی نیز به پیروی از این ویژگی ها ،شاخصه هایی را اویژه ی خود نموده است.سرزمین ایران بزرگ،زبان و ادبیات فارسی،نژاد ایرانی،آئین های باستانی ایرانی – آریایی(همچون نوروز،چهارشنبه سوری،سیزده بدر و...) از ویژگی های ناسیونالیسم ما می باشد.بطوری که ناسیونالیسم ما همه ی این شاخصه ها را یکجا و به مساوی مد نظر داشته و پدافند می نماید.نزدیکی با سایر کشور های فارسی زبان، پیوند دادن سرزمین ها جدا شده از ایران و خوشبختی و سر افرازی همه تیره های وابسته به ما در جهان نیز از آرمان های مشترک ناسیونالسیت های ایرانی به شمار می رود. برای نمونه در میان سازمان ها و احزاب ملی ایران گروهی را نمی توان یافت که از حقوق سیاسی و فرهنگی کردها در عراق و ترکیه پشتیبانی نکرده باشد....


continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

نوشتار زیر از سوی یکی از خوانندگان مخالف و از فعالان قومگرا برای ما فرستاده شده تا در این پایگاه عرضه شود.این یادداشت پیرامون اقدام جدید شرکت یاهو در حذف نام ایران از لیست خود تنظیم شده.هر چند از دید ما این اقدام چندان اهمیتی ندارد ولیکن دیدگاه این خواننده را (که تمایلی برای درج نام ندارد)در این باره با کمال میل بازتاب می دهیم. پاینده ایران

 


یاهو و حذف نام ایران


درد غریبی است ، حذف شدن و این درد و غم بزرگتر و سوزاننده تر میشود وقتی که این حذف شدن ، حذف شدن ملیتت باشد از فهرست سایتهای متعدد اینترنتی ، حتی همین یاهو.
در عصر وب 2.0 که برجسته ترین خصوصیت اش اشتراک است و زمانی که دموکراسی دیجیتال هر روز با راه افتادن سرویسهایی ، بارزتر میشود ، وقتی به عنوان یک کاربر آماتور با شوق و ذوق میخواهی به سرعت عضو سایتی شوی تا از امکاناتش استفاده کنی ، قلبت درد میگیرد وقتی نمیتوانی کشور خود را در فهرست بیابی.
کجایی شوم ، افغانی و تاجیکستانی بشوم بد نیست ، هر چه باشد از خودمانند. نه! به دلم نمیچسبد! سرانجام رندم کشوری را انتخاب میکنم و در دل میگویم : دیدی چه آسان تغییر تابعیت دادی!!
خلاصه اینکه ایران از لیست یاهو میل و برخی از سایتهای دیگر حذف شده ، هر کس میتواند در مورد نوع واکنش یا عدم واکنش استدلال خاص خود را داشته باشد:
- این یک مشکل سیاسی است که غرب با ما دارد ، وبگردیتان را بکنید ، اینقدر هویت مجازی دارید ، وقتی میبینید در فهرست سایتی ایران نیست ، یک کشور دیگر را انتخاب کنید.
- گیرم که غرب با مشکل سیاسی دارد ، چرا مناقشات سیاسی را به دنیای اینترنت و کاربرانش هم میکشاند؟ مگرتلاش برای حذف یک کشور از لیست کشورهای جهان نبود که منشأ اخبار و تحلیلهای زیادی شد؟ پس چرا ما باید در قابل حذف نام ایران ساکت بنشینیم؟ پتیشن راه میاندازیم و بمب گوگلی درست میکنیم.
حس و حال ناخوشایندی پیدا میکنم ، وقتی هویت و احترام گدایی میکنم. شما ممکن است نام اقداماتان را هر مبارزه و دادخواست و یا هر چیز دیگری بگذارید. کلا از بیگانه محبت و توجه دریوزه نمیکنم ، دوست دارم که آنقدر برجسته باشیم که قابل صرف نظر نباشیم
فکر میکنم در قابل جنجال حذف نام ایران از لیست یاهو میل ، بیشتر کاربران یکی از سه استدلال بالا را در ذهن دارند. هر یک از آنها ، میتواند تا حدی درست باشد و تأکید میکنم که هنگام بحث و مجادله وبلاگی ، مهم رعایت احترام و محترم شمردن نظرات طرف مقابل است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری) 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

 

 

گفتگوی اعتبار محمداف و شرور محمود علی چهرگانی

 

در 15 فوریه میان اعتبار محمداف رهبر حزب استقلال ملی(1) و محمود علی چهرگانی به واسطه ی سیستم پالتک گفت و گویی برگزار شد.این گفتگو که در ابتدا خوب به نظر می رسید ،در نهایت به رویارویی تبدیل شد.اعلام مخالفت چهرگانی با ایده ی آذربایجان واحد این درگیری را آغاز کرد.چهرگانی به محمداف گفته است که شعور ملی هم اکنون در اندازه ی یک کودک تازه به دنیا آمده می باشد و هنوز به مرحله ی لازم نرسیده است.

چهرگانی در ادامه می گوید : اعتبار معلم ،ترکیه ،آذربایجان و اروپا در حال حاضر مخالف با تجزیه ی ایران می باشند.زمانی که کلمه استقلال را به کار می برند منظور تجزیه ی ایران می باشد.اما شعور ملی ما قانع کننده نمی باشد و همچنین قدرت آزادی قره باغ را نداریم.

اعتبار محمداف نیز با چهرگانی مخالفت کرده و میگوید : هر کسی با مال،جان و یا قلم خود در جنبش مشارکت میکند ،اما ایجاد حکومت بزرگمان باید به ایده آل ما تبدیل شود.آقای چهرگانی اگر شما می گویید این ملت 180 سال است خوابیده است بسیار در اشتباه هستید.ما در آذربایجان شمالی هنگامی که به استقلال می اندیشیدیم ،به ستار خان و خیابانی فکر میکردیم.شما نسبت به حکومتی که در آذربایجان شمالی ایجاد شده است کلمات تحقیر آمیز به کار می برید.برای ایجاد آذربایجان بزرگ !!!اجازه کشورهای ترکیه ،گرجستان و روسیه برای ما لازم نمی باشد.ما حکومت را با رضای خود به وجود خواهیم آورد ولی برای این کار نباید روحیه مردم را ضعیف کرد.

چهرگانی : استقلال خواهی شما یعنی به اعدام سپردن فدائیان ایده ی تجزیه ایران.جنوبی ها در منطقه ای به وسعت 300هزار کیلومتر مربع زندگی می کنند.شما جنوب را نمی شناسید.نیازی به تحریک روسیه ،ایران و ارمنستان علیه ما وجود ندارد.من با این مخالفم.ما با کدام قدرت به جنگ این ها خواهیم رفت؟و قره باغ را آزاد خواهیم کرد؟

اعتبار محمد اف: من و بسیاری دیگر در آذربایجان نسبت به شما احترام بسیاری قائل بودیم.متاسفانه گفته های شما مرا بسیار مایوس کرد.من امیدوارم که بعد از این شما تحت اراده ی فارس ها در مورد فرهنگ سخن نگویید . از شما می خواهم که اگر در راهی که توانایی آنرا ندارید قدم گذاشته اید از هم اکنون نسبت به آن بیندیشید.

__________________

 

(1) حزب استقلال ملی (AMIP)یکی از مطرح ترین احزاب ترک گرا ( بیشتر پان آذریست تا پان ترک) و از احزاب مخالف رژیم باکو می باشد.این حزب پیشین از احزاب تشکیل دهنده جبهه خلق می بود و ادعا دارد 12 هزار نفر عضو دارد.این حزب به شدت غرب گرا می باشد و اعتبار سردار اغلو محمداف ،ناظم امان اف،محمد ذوالفقار اف و شادمان حسین اوا از چهره های مطرح این حزب می باشند.رهبری این حزب بار ها از شرور چهرگانی دعوت کرده تا به بادکوبه رود تا در مورد لزوم تجزیه ایران با یکدیگر رایزنی نمایند.این حزب از سال 2004 با بحران مالی و اختلاف داخلی مواجه شد و حتی توان تامین یک دفتر برای خود در پایتخت را نداشت ولیکن با کمک مالی سفارتخانه های امریکا و رژیم اسرائیل در بادکوبه ،در سال 2006 در هتل اروپا که یکی از گران ترین هتل های بادکوبه می باشد نشستی با باشندگی عناصر و اشرار ضد ایرانی برگزار کرد.افزایش تحرکات این گونه احزاب همزمان با طرح تئوری خاورمیانه بزرگ توسط امریکا و جدی شدن آن در دوران ریاست جمهوری جرج بوش پررنگ شده است .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

                                       

نگاهی از بیرون به ناسیونالیسم ایرانی

 

لئونارد بایندر

بحران های خاورمیانه صص 122_130

به نقل از ابراهیم میرانی ،ناسیونالیسم و جنبش مشروطیت، انتشارات آرمانخواه

 

ناسیونالیسم به عنوان مظهری از حقانیت به نسبت ناسیونالیسم در کشورهای دیگر اسلامی در ایران کمتر مورد بحث قرار گرفته است.اما ناسیونالیسم در معنی کلی آن در میان تمام ایرانیان تحصیل کرده وجود دارد.

هدف های پایه گرفته از ناسیونالیسم در ایران ،همانند هدف هایی است که برای ملت های دیگر وجود دارد اما حدود این پایه به قابلیت و علاقه مندی و ویژگی های هر ملت مرتبط می شود.اگر کسی بخواهد ناسیونالیسم را بشناسد در خواهد یافت که ایران دارای تاریخ ملی معین،زبان مشخص،مذهب مشخص،ادبیات مشخصی است و از نژاد پست کمتر در ایران سکنی داده شده است.وجود این خصوصیات به کیفیتی است که خلاف آن تا کنون ثابت نشده است.هجوم عرب و فاجعه ی مغول ها نتوانست تداوم تاریخ ایران را از بین ببرد زیرا که وحشی ها بتدریج در تمدن ایران مستحیل شدند.اقلیت های زبانی در ایران واجد اهمیتی نیستند و اگر هم اهمیتی داشته باشند به یکی از گویش های فارسی صحبت می کنند و یا اینکه از جنبه های دیگر آنقدر ایرانی هستند که این مسئله مهم جلوه نمی کند.

مذهب شیعه تنها به عنوان یک مذهب حقیقی شناخته نمی شود بلکه این مذهب توافقی است برای تمییز اسلام عربی با فرهنگ ایرانی.

اقلیت سنی را کورد ها تشکیل می دهند که به هر صورت از لحاظ زبانی و نژادی  ایرانی هستند و سایر اقلیت های دیگر دارای اهمیت نیستند.به جز زرتشتی ها که بهر صورت از شیعیان ایرانی تر هستند.هیچ ایرادی به برتری ایرانیان در ادبیات ،هنر و صنایع دستی و معماری وارد نیست با اینحال چنین بر می آید که بین بعضی از متجددین،تمایلی به ندیده گرفتن اشکال هنری (بجز شعر سنتی) به نفع اشکال وارداتی غرب وجود دارد.

خصوصیت نژادی مردم ایران کاملا تصوری نیست اگر چه تا حد زیادی فریبنده باشد،با این حال ایرانی های فلات مرکزی بلند تر هستند و دارای پوست روشنتری نسبت به همسایگان شرق و غرب خود می باشند و همچنین دارای سرهای بزرگتری می باشند... در ایران میهن نسبت به ملت سمبل والاتری است و در قبال تاکید ناسیونالیسم بر استقلال و سیاست خارجی و راه اجتماعی و مساوات،سلطنت شعار ناسیونالیسم مثبت را بوجود می آورد.این عبارت به منظور تمایز سیاست ایران از ممالک همجوار غرب و سیاست منفی مصدق بود.

...علمای دینی مسن تر که مطمئنا ملی نمی باشند ،بعضی ها به ناسیونالیسم به منزله ی شکلی از پرستش شرک و بعضی ها به جذبه مادی ناسیونالیسم جدید حمله می کنند.بطور کلی میتوان گفت که علما نسبت به ناسیونالیسم به عنوان یک ایدئولوژی بی تفاوت هستند.اسلام اختلاف ملت یا زبان و یا نژاد را نپذیرفته است،لیکن میتوان گفت مذهب شیعه که مذهب ایران و فارسی که زبان بیشتر رهبران شیعه است به عنوان یک حقیقت پذبرفته شده است.کوشش هایی برای کاهش تفاوت بین سنی و شیعه انجام می گیرد .عربی زبان قرآن مقدس است ولی کاملا مشخص است که در میان شیعیان کسی بیشتر احساس همخانگی می کند که فارسی صحبت نماید.به علاوه با توجه به این حقیقت که ایران تنها کشور شیعه جعفری است ،ایده یک کشور پان اسلامی و یا تجدید حیات فکری خلافت سنی کمتر می تواند توجه علمای ایرانی را جلب نماید.

 

Leonard Binder,The middle East Crisis,Chicago : University of Chicago

PP.122-130

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

یادی از شادروان محمود افشار و احمد کسروی
 
                     
 
شما ايراني‌ها مظهرالعجايبيد, علمای طراز اولِ مذهبتان
 پيشوای مشروطه‌خواهی مي‌شوند و هوادار نظام قانون
گزاری به شيوه فرنگ, در ميادين مرکزی پايتختتان همدستان
 مرد مجهول‌الهويه‌ی خارج از مذهبی اعلمِ علمای زمان را
بر دار مي‌کشند و جماعتی از به اصطلاح شيعيان پای دارش
 هلهله مي‌کنند, فرزند همين مجتهدی که در راه حفظ نظام
 شريعت سر باخته, هوادار دو آتشه مشروطه و آزادی مي‌شود,
 و فرزند او علَمِ الحاد کمونيستی برمي‌دارد. هنرمند موسيقي‌دانتان
 رئيس شکنجه‌گران عهد رضاشاهی است و مطبوع‌ترين
خواننده‌ی روزگارتان عضو ساواک. جلاد بي‌رحمی که در رژيم
 شاهنشاهيتان سالها رئيس ساواک و عامل مستقيم خفقان
 و استبداد بوده است از فرستنده‌ی عراق مردم را به
آزادي‌خواهی و قيام بر عليه استبداد دعوت مي‌کند......
جوانانی که در کشور اسلامی خودتان درس خوانده‌اند, رها
 از قيود مذهبی به هزار فسق و فجور آلوده مي‌گردند,
 و پسر بچه‌هايی که به آمريکا مي‌فرستيد پس از ده بيست
 سالی اقامت در ديار کفر تبديل به مسلمان‌های دو آتشه
مي‌شوند. آستين‌پاره‌های يقه‌چرکينتان خصم سوسياليسم‌اند
 و شاهزادگان سرمايه‌دار غرق ناز و نعَمتان هوادار کمونيسم...
....يک روز «رئيس و مجلس و فايده» را تبديل به
«فرنشين و کنگاشستان و هوده» مي‌کنيد و روزی ديگر
دانشجويان رشته‌های فيزيک و رياضی را به خواندن قصايد
 امروءالقيس و متنبی وامي‌داريد. ملتی هستيد که با همان
شور و ولعی به تماشای مراسم سنگسار کردن زناکاران
 در شهر کرمان هجوم مي‌بريد که تا همين ديروز برای ديدن
صحنه‌های کذائی جشن هنر در خيابان زند شيراز از سر و کول
 هم بالا مي‌رفتيد.از يکسو دانشمندان و متخصصانتان آواره اقاليم
غربت‌اند و دست گدائيشان دراز, و از سوئی ديگر دعويهای
 خودکفائی صنعتی و استقلال فرهنگيتان گوش عالم را کر کرده است!  (سعیدی سیرجانی ،ای کوته آستینان)

 
 
 
انوشه روان احمد کسروی نیز یکی دیگر از فرزندان پاک و راستین آذربایجان بود که شرف و خون آریایی بطور کامل در وجود نازنین اش جلوه کرده بود. کسروی نمونه بارز یک ناسیونالسیت ایرانی و آزاد مرد بود که همواره تا واپسین دم زندگی پیرو خرد و فرزانگی ماند.هر چند انگاره های وی پیرامون ادبیات فارسی تا اندازه ای سطحی _ و  البته در مواقعی نیز با آمیغ بینی_ همراه بود اما سبک تاریخ نویسی،پژوهش گری و مهمتر از همه سبک نوین وی در پیرایش زبان، هنایش های ژرفی در فرهنگ همروزگار ما نهاد.بزرگترین اثر این راد مرد آذربایجانی تاریخ مشروطه ایران است که هنوز نیز پس از سالیان دراز یکی از استوار ترین بن مایه های پژوهشگران تاریخ همروزگار ماست. تاریخ هیژده ساله آذربایجان و به ویژه نسک آذری زبان باستان یکی از آثار دیگر وی بود که مورد واپس آغازگر دوره ی نوینی از زبان پژوهی در میان پژوهشگران ما می بود،بطوری که پس از وی کمابیش همه نویسندگان و فرهنگ مداران و پیشینه نویسان آذربایجان و ایران همچون : دکتر عباس زریاب خویی،دکتر یحیی ذکاء،دکتر منوچهر مرتضوی،دکتر  سرکاراتی و... به راه وی رفته اند.
ترور ناجوانمردانه  این رادمرد از سوی فدائیان اسلام به سر کردگی سید مجتبی میر لوحی (نواب صفوی) و حمایت مافیای سیاسی در دوران پهلوی از این حرکت یکی از لکه های ننگین کارنامه سیاستمداران ما در دوران پهلوی می باشد.سران سیاسی آن روزگار ایران که از صدر تا ذیل از رضا شاه تا فروغی و ساعد مورد انتقاد کسروی بودند پس از قتل وی نفسی از روی آسودگی کشیدند غافل ....

continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  |