تبليغاتX
فرمان آریا فرمان آریا - تورک.ترک. ایران.ناصر خسرو.عبیدزاکانی.نظامی.دقیقی.گرشاسب نامه.turk.azarbaijan.azerbaijan.iran. border=0>
يكپارچگي فلات ايرانزمين را مي بينم.آنرا باور دارم
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

 

 توجه :در نوشتار زیر ترک به معنی بیابان گردان آسیای میانه می باشد در میان بسیاری از ملل جهان به وحشی گری شناخته اند و منظور ما هم میهنان آذربایجانی که به اشتباه تورک نامیده می شوند نمی باشد.یادآوری این نکته باسیته است که نوشتار زیر در پی توهین به هیچ فرد یا مرامی نمی باشد.

ترکان در آینه ادبیات ایرانی

 

 

مکن تورکتازی ،بکن تَرک ِ تاز

 به حد گلیمت بکن پا دراز

در نوشته های پیشین نمونه هایی از ادبیات پربار پارسی که نشان میداد : یکم/ مردم آذربایجان در گذشته های نه چندان دور ترک زبان نبوده اند ، و به یکی از شاخه های کهن زبان پارسی سخن می گفتند . دوم/ مردم آذربایجان در سال های یورش ترکان ، تاتارها و مغول ها به ایران زمین بیشترین آسیب ها را از این مهاجمان متحمل شدند و بدین سبب در ادبیات و فولکور آذربایجانی ترکان افرادی یغماگر معرفی شدند و نمونه آن سروده های شاعرانی چون نظامی ، خاقانی بوده است.سوم / از طریق شواهد توصیفی ادبی نشان دادیم که تورکان مهاجم به ایران از نژادی کاملا متفاوت_ مغولسیان_ (منگولوئید) بوده اند و از این جهت گاهی ازآنان با صفت مجازی چینی ( به علت داشتن قد کوتاه ، پاهای کوتاه ، چشمان ریزو کج و صورت پهن ) یاد گردیده است. این در حالیست که مردمان امروزی آذربایجان دارای تیپ های قفقازی و از نوع آریایی هستند که شائبه هر گونه همسانی نژادی با ترکان واقعی را از ذهن به در می کند.
نوشتاری که پیش رو دارید به دو بخش تقسیم میگردد : در بخش نخصت پیرامون  سروده های شاعران ایرانی است که در نکوهش ترکان ( زرد پوستان آسیای میانه )سروده شده است . این بخش درواقع ادامه مقاله ایست زیر فرنام دعوی بی معنی ات را سوختم... که در ماه های گذشته ارائه گردید.

 


تورکان در آئینه ادبیات: 

زرد پوستان آسیای میانه که بعد ها از طریق دور زدن دریای کاسپین به آسیای کوچک نیز مهاجرت کردند ، جزو اقوام بیابانگر بودند که همچون عموزادگان خود(مغولان ) در میان سایر مردمان چندان خوش نام نبودند . این دژخیمان آسیای میانه که در آغاز، در همسایگی چینی ها می زیستند . در میان آنان نیز به علت وحشی گری های بیش از اندازه به بدی شناخته می شوند . چنانچه در نهایت از سوی چینی ها به لقب تاتار که در زبان چینی به معنای ( سگ ) است نامزد شدند. (نک .فردریش نیچه - حکمت شادان) . با ساخته شدن دیوار چین برای مقابله با هجوم تاتارها ، ترکان به طرف سرزمین های غربی از جمله فلات ایران سرازیر شدند .

در نهایت پس از چندین صده تلاش ، در دوره اسلامی موفق شدند وارد ایران شوند. ورود ترکان از آسیای میانه به ایران همچون ورود تازیان با ویرانگری وغارت و به قول خودشان یغما وایلغار توام بوده است. از این روست که در تمام ادبیات ما ترکان دشمنان ایرانیان ، وحشی،هم جنس بازو دست پرورده اعراب معرفی شده اند.

طرفه  آنکه این نکوهش ها در میان تمام شاعران ایرانی در همه ی سبک های عراقی و آذربایجانی ... رایج بوده . بویژه عرفا و  صوفیان از نام ترک ، ترکمن و ترکمن و تاتار به زشتی یاد کرده اند.

برای نمونه ناصرخسرو قبادیانی که شاعری به غایت مذهبی بود با نگاهی بلند نظرانه از دربار سلطان محمود غزنوی  غلامزاده و غلامباره  تبری جسته و محمود وتبارش را  خوک و پست نژاد تلقی نموده.

من از پاک فرزند آزادگانم / نگفتم که شاپور ابن اردشیرم

من آنم که دریای خوکان نریزم / مر این قیمتی دُر لفظ دری را      ( دیوان ناصر خسرو)

و یا:


ترکان به پیش مردان زین پیش در خراسان
                                                  بودند خوار و عاجز ، همچون زنان سرایی

و یا سروده زیر که اوج یورش و اسکان یافتن ترکان در سرزمین خراسان بزرگ سروده شده است. ناصرخسرو در ابیات زیر ناراحتی و اندوه خود را از نشیمن یافتن اوزبکان در شمال افغانستان و اوغوزها در خراسان امروزی بیان میدارد. شاعر بقدری از ترکان زردپوست نفرت دارد که خراسان را، به علت پر شدن از ترک نژادان ، نجس و ناپاک می نامد:

به خاصه تو ای نحس  خاک خراسان / پر از مار و کژدم یکی پارگینی

بر آشفته اند ازتو ، تورکان چه گویم / میان سگان در یکی از زمینی

                                                                             ( دیوان. ص  403 )

وی همچنین شاعران دیگری را که به ستایش سلاطین غلامزاده، زبان می گشودند به شدت تقبیح می کند و می گوید ترکان تا  دیروز غلام و بنده ایرانیان بودند و امروز که  به کمک تازیان به سلطانی  و امیری رسیده اند ، گوهر و نسب شان تغییر نکرده ، بلکه همان پست نژادان سابق اند.ایرانیان همواره تلاش می کردند که از آمیزش و اختلات با  ترکان پرهیز کنند.
 در تاریخ  ایران اوج تبلور این اندیشه والا را در رفتار مردم آذربایجان با مهاجمان تورک می بینیم. آذربایجانیان به هنگام ورود چهل هزار سرباز ترک در سده چهارم هجری که چنگ سلطان محمود به آذربایجان گریخته بودند از هر گونه آمیزش با این طفیلان دوری جستند و پس از یک یا دو نسل هیچ نشانی از این چهل هزار سرباز تورک در آذربایجان به جا نماند.این رفتار ، بر آمد اندیشه ای است سراسر شاهنامه مملو از آن است . یعنی پاسداری از کبود و تمامیت نژاد ملی در برابربیگانگانی که دارای اصل و نسب پست می باشد.در شاهنامه از ترکان به عنوان کسانی یاد می شود که پدر خود را نمی شناسند و خوی وحشی گری در آنان به حدی است که شناختی از سامانه ( نظام ) خانواده ندارد:

به صد تورک بیچاره بد نژاد // که نام پدرشان ندارند یاد


 ویا:
 ....که ترکان ز ایران نیابند جفت

گرشاسب نامه اسدی توسی که شاعری بسیار مذهبی و تا اندازه زیادی شعوبی و ایرانی بود ، پراست از ابیاتی که در تحقیر تورکان سروده شده . علاوه براین چند متن پهلوی دیگر سراغ داریم که در آن ها ترکان نقش مهاجم و غارتگر را بر عهده دارند. یادگار زریران و یادگار ژاماسپیگ ، زندِ وَهمَن یَسن از این گونه نسک ها ( کتاب ) به شمارمی روند.

مزن زشت بیغاره زایران زمین /  که یک شهر او به زماچین و چین

از ایران به جز آزاده هرگز نخاست  / خرید از شما بنده هر کس که خواست

زما پیشتان  نیست بنده کسی / و هست از شما بنده ما  را بسی

وفا ناید از ترک هرگز پدید / وز ایرانیان جز وفا کس ندید

شما بت پرستید و خورشید و ماه / در ایران به یزدان شناسید راه

                                                              (گرشاسب نامه )

دقیقی توسی شاعرزرتشتی که هزاربیت از شاهنامه فردوسی ، سروده است،به سهم خود از ضم و نکوهش ترکان به علت بد سرشتی و دژآگاهی آنان فرو گزاری نکرده وی از دشمنان ملی ایران با صفات نکوهیده ای چون ، گرگ ، پیر گرگ ، گرگسار ، پشت ، سگ ، جادوی پیر ،و... نام برده و کما بیش موضعی چون ناصر خسرو پیرامون تورکان دارد. در مورد فردوسی باید گفت لحن فردوسی توسی نسبت  به تورکان بسیار ملایمتر از لحن ناصرخسرو و دقیقی است. استاد جلال الدین خالقی مطلق نیز بر این باور است شدیدترین لحن استهزا آمیز فردوسی نسبت به ترکان بیت معروف زیر می باشد که :


به صد تورک بیچاره بد نژاد // که نام پدرشان ندارند یاد

در سایر موارد فردوسی با نگاهی بلند نظرانه از هر گونه اظهارنظر توصیفی نسبت به تاتارها اجتناب می ورزد.

سایر ادبیات فردوسی که درآن نام ترک بکار برده شده به شرح زیر است :

... که ترکان ز ایران نیابند جفت.

به ایران زمین اندر آریم سپاه / کنیم کشور گرگساران تباه ...

چو یابم زکاووس شاه آگهی / کنم شهر ایران ز ترکان تهی...
 
این در حالیست که شاعرانی چون ناصر خسرو و دقیقی از تورکان با صفاتی چون، برده ، سگ ، ( در مورد صفت سگ ، اعراب نیز با ترکان در این صفت شریک اند) . حافظ و سعدی با صفت : غارتگر ، دزد ، ویرانگر و... نام می برند. نظامی  نیزبا لحن ، تحقیر آمیز تورکی صفت ، ترکانه سخن ، پرفتنه ، ترک چینی ، بی وفا ، و... از ترکان نام برده.

 

عبید زاکانی و لطایف ترکی: 

عبید زاکانی ادیب و طنز نویس سده ی هشتم هجری لطایف بسیاری پیرامون ترکان دارد که تا حد زیادی می تواند نشانگر ویژگی های  این تازه واردین باشد . از جمله :

"غلامبچگان تورک را تا بی ریش اند به هر بها که فروشند بخرید وچون آغاز ریش آوردن کنند به هر بها که خرند بفروشید." (رساله صد پند.پند ۴۵)

"خراسانی یی را مست با پسرکی بگرفتند .گفت یرقوشان (داوری کردن .لغت مغولی) پیش ملک ضیاء الملک برند.ملک از خراسانی پرسید که هی !چرا چنین کردی ؟گفت خانه خالی دیدم تورک پسری چون آفتاب خاوری مست افتاده و خفته.در ک ...ش  انداختم. غلامچه راست بگو اگر تو بودی نمی کردی؟" (رساله دل گشا)

"یکی از امرای تورک در سر بستان خود رفت .دزدی را دید که میگردد.در پی او می دوید و به خادم بانگ می زد :چماق کتور. دزد بر  سر دیوار جست.امیر پایش بگرفت .دزد شلوار نداشت و انگور ترش  بسیار  خورده بود.فی الحال در ریست و ریش امیر درگه گرفت. امیر  دزد را رها کرد و بانگ به خادم می زد که هی ! چماق قوس آفتابه ی کتور ". ( رساله دل گشا)

"خواجه علاالدین محمد غلامی داشت تورک و خوب صورت.اربز نام. روزی در مجلس شراب مولانا شرف الدین را گفت: مولانا ! تو خر گایی؟ من ار گاو یابم گایم. ار خر یابم گایم.اربز یابم گایم."( رساله دل گشا)

" تورک پسری چنگی چنان که عادت او بود برمی جست و کون میگردانید.غلامباره متحیر در او نگاه کرد و تورک پسر دریافت و گفت :

دل به این گنبد گردنده منه کاین دولاب //آسایی ست که بر خون عزیزان گردد" ( رساله دل گشا)

"تورک پسری مست بر در غلامبار ه ای افتاده بود. غلامباره او را بدید وبر دوش گرفته و بر بالای خانه برد و همه ی شب  بکار خیر مشغول بود. وقت روز تورک از خواب برآمد.گفت من در کجا خفته ام؟گفت در بنده خانه.گفت : من در زیر خفته بودم.چون است که این زمان بالایم؟گفت در خواب غلتیده باشی. گفت چرا شلوارم گشاده است؟گفت در خواب خره کشیده باشی. گفت : در کونم چرا تر است؟ گفت : مگر در مستی قی کرده باشی.گفت سوراخ کونم درد می کند. گفت :در مستی دو بیتی بسیار خوانده باشی.تورک پسر باور کرد و خاموش شد" ( رساله دل گشا)

 

شاعری به نام قاسم با تخلص مادح در پایانه های سده ششم در نسک خود به نام حماسه جهانگیر نامه که دستنویس آن در کتابخانه ملی پاریس با نشانی PARS 498 نگهداری می شود ، در شعری ویژگی های نژادی و اخلاق ملی ترک ها ، نمایان می کنند.

همه پهن رویای کوتاه قد // همه رویشان بود بی خط و خد

همه پهن رویای کوتاه قد // همه رویشان بود بی خط و خد

همه تنگ چشمان بینی دراز //همه بد دهانان و گردن گراز

 

همه تند خویان و باکین و خشم//به مال یتیمان سیه کرده چشم

 

همه تیره رای و همه بدگمان//کمربسته در غارت مردمان

 

همه پوست پوشان دون و دغل// همه فتنه جویان و گنده بغل

 

همه بی نمک مردمی بد نهاد // همه معدن جور و ظلم و فساد

 

پایان

 

 

 ــــــــــــــــــــــــــ

چند تیپ ترک نما ( منگولویید) از سایتهای پان ترکی. مردم آذربایجان هیچ شباهتی به این تیپ ها ندارند.

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  |