فرمان آریا فرمان آریا - border=0>
يكپارچگي فلات ايرانزمين را مي بينم.آنرا باور دارم
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

 

                                                          

                  پیش بسوی مرزهای سفاهت و نادانی به رهبری خود نخبه پنداران

پاینده ایران

 فریبت می دهید بر آسمان

این سرخی بعد از سرگه نیست....

 

 

جهان آزاد اینترنت این امکان را برای مردمان دهکده ی جهانی فراهم آورده است که به راحتی بتوانند به اندیشه ها و آرا سایرین دسترسی داشته و اندیشه های خود را در اختیار همگان بگذارند. شاید تا چند سال پیشترک این امکان  تنها در اختیار روزنامه نویسان و نویسندگان مطرح میبود تا با چاپ نوشتارها و کتاب های خود بتوانند باورها و برآمد ِِ پژوهش های خود را با جامعه قسمت کنند. ولی اکنون پدیده ی اینترنت این نعمت را برای همه _ دانا و نادان _ برآورده کرده است. در میان ایرانیان نیز این پدیده گسترش فراوانی دارد و آنطور که شنیده ام ایرانیان در جهان سومین رتبه را در وبلاگ نویسی دارند. رواج استفاده از اینترنت و  بلاگ نویسی باعث شده تا دشمنان ایران نیز بتوانند با استفاده از این کانال، از پدیده ی اینترنت بر علیه ما استفاده کنند و گویا سردمداران دست و دل باز امریکا و برخی دیگر از کشورها منابع مالی زیادی جهت سرمایه گذاری بر روی فعالیت های اینترنتی ضد ایرانی کنار گذاشته اند...

در این بازار شلوغ افراد کم مایه و بیسواد، ولی تشنه شهرت یافت می شوند که با دانشی اندک،خود را ملزم به نوشتن و اظهار نظر در مورد همه چیز می دانند.کسانی که در صورت امکان حتی یک نشریه نیمه معتبر نیز حاضر به چاپ نوشته هایشان نیست در جهان اینترنت هر هفته چندین و چند نوشتار و مقاله در مورد مسائل حساس سیاسی عرضه میکنند !!! و دیدگاه خود را به مثابه وحی منزل پنداشته حاضر به شنیدن صدای کسی جز خود نمی شوند و البته این نیز از دو شوند می تواند داشته باشد : یا این دسته از افراد مامور سرویس های جاسوسی اند و معذور یا افرادی بیسواد و در نتیجه مغرور به اندک دانسته خویش.

در میان برخی عناصر نامطلوب و معلوم الحال ِ قومی نیز برخی که چه عرص کنم بسیاری هستند که شاید در زندگی شان به هیچ وجه پیرامون مساله ای ویژه به پژوهش و بررسی نپرداخته اند و چشم بسته به تجزیه و تحلیل رویداد ها و نوشته های سایرین می پردازند. گذشته از معضل بودن این پدیده باید گفت که این عده که تعداد آنها کم هم نیست به واقع خود را به سخره گرفته اند گرنه سایرین اعتباری برای این نوشته ها و گفته ها قائل نیستند .در نتیجه ی همین نمی توان پنداشت این دسته از مقالات اینترنتی بتوانند منشاء اثری شوند و تاثیری در اندیشه ی افراد داشته باشند.

یکی از افرادی که در نوشتار های اینترنتی خود این روش را برگزیده و غالبا بدون تحقیق و ژرف بینی حتی حاضر است در مورد چاله های فضایی نیز نظر بدهد و آنها را ساخته و پرداخته شوونیسم فارس برای به دام انداختن هویت طلبان !!! معرفی کند فردی است به نام ایشیق سونمز ! این جناب سونمز در جهان اینترنت برای خود پدیده ای است که همانند ندارد.کمابیش از آغاز بکار این وبلاگ ما  _که شما دوست ِ عزیز ترک زبان و ترگرا هر روز در بخش نظراتش فرهنگ اصیل خود را نشان داده و صد ها ناسزا نثار اجداد من می کنید _ جناب ایشیق سونمز ذات عالیلری (!!!) ماهی یک یا دو و این اواخر هفته ای چند مقاله در نقد نوشته های ما قلمفرسایی کرده و در سایت اینترنتی خود که نام شگفتی نیز دارد ( بای بک ) قرار می دهد. شاید بیشتر شما به علت کم حوصلگی یا آشنا نبودن به زبان اسپرانتو  تا حال نتوانسته اید از نوشته های این پدیده ی اینترنتی بهره مند شوید.ولی با قاطعیت باید بگویم که این انسان در نوع خود بی نظیر است.چون همزمان هم نژاد شناس است هم زبان شناس،هم فیلسوف است و در مورد زندگی فلاسفه ای مانند کانت و .... می نویسند و هم جریان شناس است.هم مورخ است و هم سیاستمدار ...از شما چه پنهان سال پیش گام در جای پای قهرمان زندگی اش چنگیز مغول گذاشت و با آتش زدن سمبولیک دیوان حافظ و سعدی و فرتور فردوسی و چند کتاب درسی و اندکی دفتر مشق عقده های روانی اش خالی کرد. هر موقع هر من به علت گرفتاری مطلبی روی وبلاگ نگذاشته باشم به پاکمهر بی نوا گیرد سه پیچ می دهد و فتوای مرگش را صادر میکند.

 به تازگی به مدد آرشیو این وبلاگ ما با نوشته های افشار یزدی هم آشنا شده و از سطر و رج این مقالات بالا و پائین می پرد. نوشته های این نابغه هیچ گاه موضوع خاصی ندارد و به همه چیز می تواند بپردازد آن هم از نوع آسمان و ریسمان... در عین غیر علمی بودن و غیر منطقی بودن دارای اهداف از پیش تعیین شده برای القای منظور خاصی به مخاطب است ( البته به صورت ناشیانه ) و چون به صورت یادداشت روزانه نیز نوشته نشده و مخاطب می پندارد در حال قرائت نتیجه ی سالها تحقیق و یا خواندن قطع نامه ای سیاسی در محکومیت شوونیسم است نه دارای ارزش روزانه و نه ارزش علمی است.شاید بپرسید تاکید بیش از اندازه بر روی داشتن ارزش علمی از چیست و یا حتی منظور از ارزش علمی چیست؟ زمانیکه مقاله ای پیرامون مقوله ای نوشته می شود نویسنده باید تلاش کند تا جای ممکن برای قانع کردن خواننده به منابع معتبر علمی از جمله کتاب های معتبر چاپ شده و یا مقالات ارائه شده در نشریات معتبر ارجاع دهد .این مسئله زمانی که شما درحال نوشتن مقاله ای انتقادی در مورد پدیده ای سیاسی هستید اهمیت خود را دو چندان می کند.برای نمونه در نقد پان ایرانیسم که جناب سونمز در پی آن است در درجه نخست بایستی به منشور نیرومندی ،ما چه می خواهیم و بنیاد مکتب پان ایرانیسم که منزله مانیفست پان ایرانیسم است رجوع شود و در درجات بعدی به نشریه حاکمیت ملت و سپس اعلامیه های حزبی و گفتگو ها و نوشته های متفرقه سران پان ایرانیست. در حالیکه این ذات عالی نه تنها با منشور پان ایرانیست و ما چه می گوئیم آشنایی ندارد و حاکمیت ملت را مطالعه نمی کند بلکه از الفبای پان ایرانیسم نیز آگاهی ندارد و آنگاه خود در این زمینه صاحب نظر هم میداند. تمامی این مسائل یکسو و بی ادبی و بی فرهنگی این نویسنده یکسو.این فرد که گویا از جدی گرفته نشدن رنج میبرد این روزها بیشتر از گذشته ادب از کف داده و عنان خود را گسیخته. شاید در طول این دو سال انتظار داشته لااقل به یکی از ده ها مقاله ای که در انتقاد از یادداشت ها و نوشتار های من نگاشته پاسخی مفصل بدهم ولیکن هر کس اندازه ای با ادبیات غیر سیاسی و متد غیر علمی این نویسنده آشنا باشد از این کار منصرف می شود.در نوشته های سونمز شما نه تنها ارجاعی به هیچ کتاب تاریخی و سیاسی و هیچ دانش نامه ای نمی بینید بلکه به وارونه با سر هم بافی نوشته های بی ربط و بی ارتباطی در کنار هم روبرو خواهید شد که با انشائی خسته کننده و واژه های تکراری و زبانی من درآوردی در صدد بد جلوه دادن سایرین و نیک و خدایی دانستن مطلق اندیشه ی خوی هست.سونمز تلاش دارد با تقلید از زبان ترکی استانبولی وانمود کند که خیلی خیلی ترک و زیادی انیرانی است و البته به علت ناشیگری در این کار نیز موفق نبوده .چون اصولا کمتر خواننده ی پان ترکیستی قادر به خواندن متون غیر فارسی است و برای اینکار وقت هزینه میکند. تا چه رسد به نوشته هایی از نوع این ذات عالی.

برای مثال تنها به دو نمونه از نوشته های درج شده در سایت بای بک از ایشیق سونمز اشاره می کنم تا سایرین نیز به بینند ما همه روزه با چه افرادی سروکار داریم.اول از همه بگویم که این فرد بارها به اشو زرتشت توهین کرده و آنرا پیامبر دروغین فارس ها نامیده.در حالیکه افزون بر نویسندگان ایرانی همه مورخان جهان به وجود زرتشت و اوستا و ایرانی بودن وی اذعان دارند.پاره ای از مورخان نیز  محل زندگی ابتدایی وی را در آذربایجان و حوالی دریاچه ارومیه دانسته اند. بگذریم از اینکه چند سال پیش چند شبه مورخ بیچاره و بی سواد تلاش کردند وی را ترک جلوه دهند و اوستا را نیز در اصل ترکی بدانند و از پس از به سخره گرفته شدن از سوی مردم از اینکار منصرف شدند. که خود داستان کمدی دیگریست...از کرامت دیگر این ذات عالی یکی دیگر این است که به تازگی کشف نموده اند میترا ( میثره/مهر) نیز از مادر-خدایان ترک بوده و در آناتولی ( دقت کنید که حتی عبارت آناتولی واژه ای یونانی است) زندگی میکرده ....

ایشان در تازه ترین اختراع خود در مقاله ای اعلام نموده اند واژه ی پان به معنی سرور و آقا است و در نتیجه پان ایرانیسم نیز به معنی آقایی ایرانی هاست در ادامه فرموده اند که به این علت من واژه ی پان را در معنی پیوند و باهمی و یکپارچی نوشته ام که به خیال ایشان ملیت های غیر فارس ایران فریب دهم و چه و چه ... : Pan سؤزجوگو (کلمه سی) لهیستانلی بیر کلمه اولاراق موغولجا “آقا” آنلامینا گلر. “آقا” کلمه سی فارس نژادپرستلری و فارس مدنیت راسیستلری نین خوشلارینا گلمه دیگی اوچون بو کلمه نین یئرینه اونلار “سرور” و “سرکار” کلمه لرینی ده ایشلتمگه چالیشارلار (بو کلمه لرین سؤز دوزلیشی اولاراق اوزرینده داها آرتیق دانیشماق اولار). دئمک، پان ایرانیست دئدیکده “ایرانلیلارین آغالیغی“نی ایسته گن شخص و تشکیلات نظرده توتولار.

 

این فرد بیسواد هرگز در طول زندگی به خود زحمت نداده و نمی دهد تا با تهیه یک دانش نامه سیاسی بسیار پیش پا افتاده به مدخل پان سری بزند و مشاهده کند که پیشوند پان به چه معناست و مدعی می شود که پان واژه ای است لهستانی که در زبان اجداد بی شرمش به معنی آقا آمده... ظاهرا این دوست ما همه چیز را با محک مغولی آزمایش می کند و پیش از هر چیز علاقه دارد بداند در مغولستان مثلا به ماست یا گاو یا سنگ یا ایشیق و... چه می گویند !!! (1)

پدیده ی جهان اینترنت ایران در برخی از نوشته هایش حتی منکر وجود کشوری به نام ایران شده ولی در جای دیگر از لزوم آزادی ملت های ایران دم زده. شاید این فرد همه ی عمرش مانند اسلافش به بیابان گردی گذرانده و تا حال شاهنامه نخوانده تا نام ایران را که بیش از هزار بار آن تکرار شده را به بیند.شاید شعر نظامی گنجه ای را نیز نشنیده که : همه عالم تن است و ایران دل و نمی داند که قطران تبریزی  1000 سال پیش گفته : گرچه داد ایران را بلای تورک ویرانی // شود از عدل آبادان چو یزدان کند یاری . گیریم که از فردوسی هم نشنیده که : ....که ترکان ز ایران نیابند جفت فرض کنیم همه این ها نخواندید و ندیدید این شعر از شهریار که باید برای شما آشنا باشد: فلک یک چند ایران را اسیر ترک و تازی کرد... ولی نه ببخشید یادم رفته بودم به عقیده شما شهریار مانقورت و ساتقین و هر چه که لفظ ق داشته باشد است . ! ولی جناب ایشیق سونمز به خدا قطران و نظامی هزار سال پیش دست پروده محمود افشار یا رضا شاه نبودند.

باری قهرمان ما خزانه لغات بسیار گسترده ای دارد. آنقدر گسترده که خیلی از واژه ها در ژرفایش گم میشوند و ایشیق مجبور می شود از کلمه های تکراری استفاده کند .مثلا در یک مقاله 6 صفحه ای : 28 بار از کلمه راسیست استفاده کرده و کلمه ایستعمار را 30 بار و کلمه ی فارس را  40 بار به کار برده. از  عبارت ممالک محروسه 8 بار کاربری کرده و از اصطلاح اوسته گؤروندوگو کیمی ( همانطور که در بالا دیده می شود ) 6 بار و از حرف اضافه ی کیمی ( مانند و...) 22 بار استفاده کرده. (2)

در یک شاهکار تاریخی دیگر همین حرف اضافه را بیش از 30 بار آورده. از واژه مدنیت 72 بار در چند صفحه یاد کرده . عبارت ِ گؤروندوگو کیمی ( همانطور که دیده می شود ) را 10 بار تکرار کرده و کلمه دئمک ( گویا ) و مقوله  را، هر کدام را 14 بار مکرر نموده است.(3)

 با اجازه شما همانطور که دیده می شود! به مقوله ! ترجمه ی سر تیتر مقالات این جناب مانند! خودش نگاهی کنیم تا به اندازه ژرفای افاضات این تئوریسین سیاست ایران معاصر پی بریم:

 

_ نگاهی به حکایت یکی به نعل یکی به میخ نژاد پرستان فارس و نژاد پرستان فرهنگ فارس

_باستان گرایان فارس و نژاد پرستان و دم های آنها که در پشت نام ایران قائم میشوند

_آدرس اشتباه دادن باستان گرایان فارس و استعمار گران و کسانی که دم آنها شده اند و بیماری قند آنها

_حکایت با مزه بودن ماست ِ جبهه ی ملی و پان ایرانیست ها

_ نگاهی به دیدگاه های نژاد پرستانه ی نئو فاشیست های فارس

_ پان ایرانیسم ،پان فارسیسم یا مالیخولیای نژادپرستی؟

 

گویا این آقای روشنک ما خیلی از کلمه هایی که پسوند ایسم یا ایست دارند خوش آمد دارد و دوست دارد به وفور این کلمات را به کار ببرد. ولیکن شک دارم که این انسان تا حال از نزدیک یک پان ایرانیست دیده باشد تا به ببیند که ماست ما واقعاً خوشمزه است یا نه ؟

 به نظر می آید لازم نباشد یکبار دیگر باید به این عناصر یادآور شویم که هر چند ما آذری هستسم ولی:

نام زبان دیرین ما دری ست

فارسی ما را زبان مادریست

 

 پاینده ایران

 

 

 

__________

(1)قابل توجه اینکه این که مغول(Mongolia) در ایران واژه ای بود و است توهین آمیز ( منگول در میان فارسی زبانان به معنای ابله و احمق به کار می رود) و این قوم نیز در میان چینی ها به تاتار ( سگ ) معروف شدند و گویا چنگیز خان که پان ترکیست ها آن را قهرمان خود اعلام کرده اند فرزندی داشته به نام توله.مردم به علت تنفر بیش از حد از چنگیز و حکومتش از نام توله برای نامیدن اولاد سگ استفاده کردند.

 

(2) http://www.11007.baybak.com/?p=2831

 

(3) http://www.11007.baybak.com/?p=2896

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  |