|
يكپارچگي فلات ايرانزمين را مي بينم.آنرا باور دارم
|
بر قصر ستمکاران گویی چه رسد خذلان...
داستان تخریب آرامگاه رضا شاه
پاینده ایران
در همان روز نخست روز واقعه یعنی 22 بهمن 57 گروهی از انقلابیون به همراه جناب شیخ صادق خلخالی خود را به آرامگاه رضا شاه رساندند و در ری از مردم و عمله و بناها خواستند تا بیل و کلنگ خود را برداشته به آرامگاه رضاه شاه بروند تا ساختمان آنرا با خاک یکسان کنند و پیکر رضاشاه را از دل خاک درآورده تا آقای خلخالی ... . پس از فراهم کردن مقدمات کار وارد آرامگاه شدند و افراد همراه، پس از کندن چلچراغ ها و چپوی اموال و... شروع به ضربه زدن به دیوار های ساختمان به قصد صاف کردن آن با زمین نمودند ولی گویا استقامت دیوارهای آن بیشتر از آنی بود که چند پابرهنه با پتک و بیل بتوانند آنرا قلع و قمع کنند در نتیجه ی ضربات آنان نیز جز چند خراش سطحی در دیوارهای مقبره چیز دیگری حاصل نشد.قدرت بنا به حدی بود که حتی از بولدزرهای خاک برداری کار ساخته نشد.در همان شاه عبدالعظیم خلخالی چند عمله و بنا را جمع کرد تا نظر آنها در مورد چگونگی تخریب ساختمان بخواهد و این افراد نیز گفتند تنها با دینامیت و مواد منفجره می توان آرامگاه رضاشاه را ویران نمود.چند روز بعد مقداری دینامیت به همراه مته های فولادی و تیغ های سنگبری در محل حاضر شد اما این روش نیز برای تخریب کامل بنا موثر واقع نشد.سنگتراش ها و بناها معتقد بودند برای کارساز بودن دینامیت باید از آن به مقدار زیاد استفاده شود و این نیز برای ساختمان های اطراف از جمله بنای شاه عبدالعظیم خطرناک است.باردیگر نشستی با حضور خلخالی و عمله و بنای ری شهر تشکیل شد .در آغاز کارشناسان تخریب آرامگاه را در مدت کوتاه غیرممکن دانستند ولی یکی از شرکت کنندگان نظری مطرح کرد به این شکل که یک غلتک آهنی بزرگ که برای صاف کردن آسفالت جاده ها استفاده می شود را با یک جرثقیل بزرگ به محل بیاورند و غلتک را با سیم های بکسل کلفت بر سر جرثقیل آویزان کنند و با تاب دادن غلتکها به کمک جرثقیل بنا را از بالا ویران کنند.این شیوه اندکی کارساز شد و بنا اندک اندک شروع به ویرانی نمود با این حال، خاک برداری و از بین بردن کل آرامگاه حدود 20 روز طول کشید و گویا آوارهای مقبره را به محلی در نزدیکی دریاچه قم منتقل کردند.امام هنگامی که نبش قبر صورت گرفت تا شیخ صادق خلخالی استخوان های رضا شاه را یا بسوزاند یا در ... بریزد ،درون قبر اثری از جسد و بقایای آن یافت نشد.اگر چنین حادثه ای در دوران قاجار برای فرد دیگری رخ می داد به یقین شالاتان ها و فرصت طلبان مسئله به حساب معجزه و ... گذاشته محل را تبدیل به تکیه و زیارتگاه می نمودند و برخی دیگر نیز می توانستند استفاده های تبلیغاتی فراوانی از این داستان ببرند...
جسد رضاشاه کجاست؟؟
در مورد محل واقعی آرامگاه رضاه شاه دو روایت مختلف وجود دارد.یک روایت حاکی از این است که رضاه شاه در مشهد در کنار مرقد امام هشتم،حضرت امام رضا دفن شده است و روایت دیگر حاکی از دفن جسد در مسجد رفاعی قاهره می باشد.
محمدرشاه شاه پهلوی در گفتگو با یک روزنامه نگار هندی به نام کارانجینا در سال 1975 گفت جنازه پدرش را به واسطه علاقه و احترام و اعتقاد وی به امام رضا در مشهد و در جوار حرم ایشان به خاک سپرده اند.کتاب کارانجینا در سال 1977 با کمک دربار و ساواک در لندن به چاپ رسید و همین ادعا در پایان فصل دوم تکرار شده است.
ولیکن همانگونه که محمود طلوعی در کتاب پدر و پسر می نویسد جنازه رضاشاه در قاهره به خاک سپرده شده و خبرگزاری ها نیز در پس از مرگ محمدرضاه شاه پهلوی گزارش دادند وی در مسجد رفاعی در کنار آرامگاه پدرش به خاک سپرده شد. ولی " صحت و سقم این ادعا روشن نیست و به درستی نمی توان گفت جسد رضاشاه در کدام قسمت از این کره خاکی ما مدفون است"(رجوع کنید محمود طلوعی ،پدر و پسر،چ اول،صص 469-470)
با وجود این به نظر نمی رسد که مدفن رضاشاه با توجه به دلبستگی وی به ایران و خاک پاک آن در نقطه ای جز زادگاه مادری دفن شده باشد.
روایت اقوی دیگری نیز وجود دارد که بر اساس آن قبر رضاشاه به خارج راه داشته و محمدرضاشاه هنگام خروج از کشور دستور داده پیکر پدر را نیز از کشور خارج کنند و شاید در همان دوران بود که به مصر و قاهره منتقل شد.
آری این چنین بود حکایت آرامگاه معمار ایران نوین و جسد وی.رضاشاهی که خود را با انوشیروان دادگر مقایسه می کرد و تلاش می نمود از راه دادگری و عدالت حکمرانی نماید. _البته اگر اطرافیان خائن و فاسد و خود فروخته با انگلستان مجال می دادند_
شاید رضاشاه هنگام تخریب قبرش به دست شیخ صادق خلخالی با خود این شعر را زمزمه میکرد :
ما بارگه دادیم،این رفت ستم بر ما
بر قصر ستمکاران ،گویی چه رسد خذلان